تبليغاتX
عشق ممنوع!!!
عشق ممنوع!!!
pouya
:.:.:.می خواد بره خوب به درک.:.:.:

اومد که فریاد بزنه اما دیگه نایی نداشت

خواست بمونه پیشش ولی تو قلب اون جایی نداشت

آی دختره آی بی وفا

آی تو که تنهام میذاری

تو قابه عکست جای من عکس کیو می خوای بذاری؟

برو برو که مثل تو زیاده تو دنیا واسم

برو برو ولی بدون که تا ابد جایی نداری تو دلم

زدم به سیم آخرو گفتم ولش کن بی خیال

اون واسه من یار نمیشه

بیخیال این عشق مهال

گفتم توی مرام ما منت کشی نیست با مرام

می خواد بره خوب به درک

همینیکه هست ختم کلام...

 

2 نوشته شده در  84/11/25ساعت 21:44  توسط پویا | 
عشق دوم

2 نوشته شده در  84/11/01ساعت 15:13  توسط پویا | 
به امان خدا

سهم من از تو کدامست بگو

سهم من از تو کدام است کدام...

سهم من بودن با تو همه جا در رویاست

 سهم من پاییزی است که نیامد هرگز

سهم من دلسردی است

سهم من فرصت نیست

سهم من از تو فراموشیهاست

سهم من هیچ فقط هیچ فقط افسوس است

سهم من آزار است

سهم من رفتن توست

در شبی تیره و تار در رهی دور و دراز

انتظاری است که پایانش نیست...

 

 

********************

آنکه می خواهد برود

بگذار برود

اگر از آن تو باشد

زمانی باز خواهد گشت ...

 

2 نوشته شده در  84/10/27ساعت 10:35  توسط پویا | 
=====>فراموشی<=====

نمی دانم چرا

اين روزها

هر چه فکر می کنم

تو را به خاطر نمی آورم

شايد

فراموشت کرده ام.

گاهی نباید فراموش کرد و گاهی هم باید . ولی احساس می کنم ما به عمد در حال فراموش کردن چیزهایی هستیم که روزی برایمان بزرگ بود، بت بود. چرا گاهی این طور می شویم؟

نمی دانم شاید روزگار ما را به این جا رسانده و شاید هم نه .

2 نوشته شده در  84/10/24ساعت 18:48  توسط پویا | 
()()()()حال گیری()()()()

من میگم: بهم نگاه کن==> تو میگی: که جون فدا کن

من میگم: چشات قشنگه==> تو میگی: دنیا دو رنگه

من میگم: چقدر تو ماهی==> تو میگی: اول راهی

من میگم: بمون همیشه==> تو میگی: ببین نمیشه

من میگم: خیلی قریبم==> تو میگی: نده فریبم

من میگم: چشماتو باز کن==> تو میگی: منو رها کن

من میگم: خیلی دیونم==>تو میگی: آره میدونم

من میگم: بشین کنارم==> تو میگی: دوست ندارم

من میگم: واست می میرم==> تو میگی: نمی پذیرم

من میگم: واسم عزیزی==> تو میگی: زبون می ریزی؟

من میگم: تنهایی سخته==> تو میگی: این دسته بخته

من میگم: می خوام بشم گم==> تو میگی: حرفای مردم؟

من میگم: نگذری ساده==> تو میگی: آدم زیاده

2 نوشته شده در  84/10/08ساعت 10:6  توسط پویا | 
<><><>فال<><><>

سلام

این شعری که من برای شما نوشتم از دیوان حافظه که در شب یلدا به فال من در اومده

ای کاش بعضی ها بتونه منو درک کنه اون طوری که من می خوام

ولی من به اینم که هست قانعم

درد عشقی کشیده ام که مپرس      زهر هجری چشیده ام که مپرس

گشته ام در جهان و آخر کار      دلبری برگزیده ام که مپرس

آنچنان در هوای خاک درش      می رود آب دیده ام که مپرس

بی تو در کلبه ی گدایی خویش      رنجهایی کشیده ام که مپرس

همچو حافظ غریب در ره عشق      به مقامی رسیده ام که مپرس

2 نوشته شده در  84/10/03ساعت 22:6  توسط پویا | 
تنها!!!

 

اندردل بی وفا غم وماتم باد      آن را که وفانیست زعالم کم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد      جزغم که هزار آفرین بر غم باد

خواهش می کنم کسی که من می خواهم به من نظر بده!!!

 

2 نوشته شده در  84/09/24ساعت 18:13  توسط پویا | 
دروغ
hamash kashke
2 نوشته شده در  84/09/16ساعت 10:43  توسط پویا | 
دیگه دوست ندارم

سلام کسی که تو دلم درخشید

من دیگه دوستت ندارم ببخشید

بهتره که نپرسی علّتش رو

چون که خودت ندادی فرصتش روبهتره این نامهء آخر باشه

فکر میکنم این واسه من خیلی بهتر باشه

من واسهء کسی که دوست ندارم

نمیتونم شاخهء گل بیارم

نمیتونم صداش کنم عزیزم

روزهای خوبمو به پاش بریزم

از چشم من افتادی نازنینم

دوست ندارم دیگه تو رو ببینم

من کسی رو میخواهم که نیست مثل تو

پشیمونم، دیگه دوستت ندارم، برو

برو پیش هر کسی که دوستش داری

حق نداری اسم منم بیاری

2 نوشته شده در  84/09/12ساعت 18:21  توسط پویا | 
عشق ممنوع!!!

                            

   تمام شد به خدا خسته ام ببين بس كن

         براي مردن من ساعتي مشخص كن

                                                   تمام شد به دلت بد نيار من مُردَم

               و بعد اين همه سال انتظار من مُردَم

                       ببين بگو به جهنم كه مرده است اصلا

                                            ببين بگو به جهنم بقيه اش با من

        ببين درست همين جا به خانه خواهد برد

كلاغ خسته غمنامه مرا يك زن

                        بخند هرچه دلت خواست من نمي فهمم

                                  كه عمق فاجعه اين جاست من نمي فهمم

               كه من به چشم تو مربوط نيستم شايد...

                                     تو را به جان عزيزت ببين ببين بايد

              مرا بميري بِشمار سه همين حالا

                           نترس ترس ندارد كه بچه اي بابا

فقط غروب همين پنجشنبه شاهد باش

                             من آدم بدِ اين قصه نيستم آقا

be khodam gol dadam dige ashege hich kas nasham

2 نوشته شده در  84/09/09ساعت 11:54  توسط پویا | 
 
 

be omide didar(pouya)

*
*
*
*
*
*
*

Top Java Script in